درد دل
از کجا باید شروع کرد درد و دل که گفتنی نیست
قصه ی من خیلی وقته که دیگه شنیدنی نیست
تو خودم دارم می پوسم ولی هیچکس نمی دونه
چقدر سخته که آدم با خودش تنها بمونه
آسمون دعا کن امشب واسه ی این مرد تنها
خسته ام بس که نشستم به امید صبح فردا
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 13:11 توسط daryush
|
خستهتر از صدای من، گریهی بیصدای تو