زبان سکوت
یک ساعت تمام ، بدون آنکه یک کلام حرف بزنم به رویش نگاه کردم
فریاد کشید : آخر خفه شدم ! چرا حرف نمی زنی ؟
فریاد کشید : آخر خفه شدم ! چرا حرف نمی زنی ؟
گفتم : نشنیدی ؟ .... برو....!

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت 1:25 توسط daryush
|
خستهتر از صدای من، گریهی بیصدای تو